گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
جمعه 24 آذر 1391 :: 22:35 ::  نويسنده : golvajeha

 وعشق هدیه ایست جاودانی.

ومن چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت رابا هزارتمناجستجومی کنم وقصه

تنهایی رادرآسمان آبی نگاهت موج می زد،بارانی ازعشق بودبرای باغ

رویاهایم، ودل چه بی قراربرای نگاه عاشقت می تپد.

دردل شب های تاریک وجودم به جستجوی روشنایی شمع وجودت می گردم.

به آفتاب گردانی می مانم که هرصبح به امیدآفتاب وجودتوسرازخواب بر

می دارد.

وخوب می دانم بی توگلبرگهای نازک وجودم رابادسردخزان درهم فرو

می ریزد،وجوانه های ناشکفته امیدم به دورازتومی خشکد.

امابااین اوصاف می دانم،قلبم کوچک ترازآنی است که ظرفیت خوبی های

توراداشته باشد،

امادرسکوت پرازفریادخود می گریم ومی گویم؛باهمین قلب کوچک،به وسعت

تمام خوبی ها وسادگی هایت دوستت دارم...




 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
مشاهده صفحه جدید

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا