گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
پنج‌شنبه 18 آبان 1391 :: 22:45 ::  نويسنده : golvajeha

 

تو کي بودي اي مسافر ؟ که منو در من شکستي !

 

رفتي اما در دله من تو هميشه زنده هستي 

 

 تو کي بودي که با يادت بايد آواره بمونم و پا به پايه باده شبگرد برم و از تو بخونم

 

چه نشستي که چشمامو برقه تنهايي ربوده چشمي از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده چه نشستي که شکستم

 

 زيره باره  غم غربت خالي از نغمه شوقم ، پرم از قصه محنت

 


گمشدم تو شهره ظلمت رده پايي تو شبم نيست

 

با صداي حق حق من کسي اينجا آشنا نيست
اي صداي آسموني پرم از هر چه شنيدم

 

کاشکه ميشد پر کشيدن به هوايه با تو بودن

انتظاره ديدن تو منو آروم نمي ذاره مثله بغضي که گلمو بسته اما نمي باره

 




 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
مشاهده صفحه جدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران