گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
دوشنبه 02 خرداد 1390 :: 16:23 ::  نويسنده : golvajeha

نمیگویی ولی از چشم گویای تو میخوانم

نمیخواهی شوم آگه ولی راز تو میدانم

تودیگر نیستی آرام جان بیقرار من

نمیسوزد دلت را ذره ای دیگر شرار من

وجودی چون گل خامی بگو با من شرارت کو

سراپا همچو پاییزی نسیم نوبهارت کو

نمیخوانم ز چشمانت دگر آن شور و مستی را

نمیخواند لبت در گوش من افسون هستی را

چرا دیگر نمیریزی به پاس الفت دیرین

به مینای لبان من شراب بوسه شیرین

نمیتابی دگر چون شمع روشن بر شب تارم

نمیبینی نمیدانی من دیوانه بیدارم

نوایم بر نمیخیزد بسان چنگ خاموشم

گلی پژمرده بر شاخم چو از خاطر فراموشم

بگو با من اگر یاد آورم آن آشنایی را

چسان باور کنم ای نازنین من جدایی را




 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
مشاهده صفحه جدید

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا