گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
دوشنبه 02 خرداد 1390 :: 16:35 ::  نويسنده : golvajeha
به دریا شکوه بردم از شب دشت
از این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که  گفتم از غم خویش
سری می زد به سنگ و باز می گشت

********
سکوت باید کرد
این جا غریبه ها عجیب بی رحمند.....
 
 
*******
 
تازه می فهمم چرا غیبت به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه شده...
با یک جمله پشت سرت خیلی چیزها خراب می شوند
خیلی چیزها....
 
مثلا اعصابت!!!!!
اعتبارت!
آرامشت
و خیلی چیزها....
 
 
*******
و من  اسیر باورهای نادرست جامعه می شوم
و بر اساس این باور
بدبختی مقدم است بر تنهایی !!!!



 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
مشاهده صفحه جدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران