گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
پنج‌شنبه 30 آذر 1391 :: 20:01 ::  نويسنده : golvajeha


سوز است و زندگی پر از سرما،

سوز و سرمای هرگونه یآسی را می پذیرم،

بجز نبودنت...

نمی توانم بخواهم که نباشی،هرچند که رویایی

بیش نیستی،اما میخواهمت...

دستانت سوز هر سر مایی را از من میگیرد،

خورشیدم باش...

بتاب و نورانی باش و گرمای این زندگی پر ز سوز و سرما...

که این زندگی بدون تو پر ز سوز و سرماهای جان گدازیست

که بر روح و جانم سایه افکنده است

پس باش و بتاب بر من پر ز یآس...




 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
مشاهده صفحه جدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران